الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

139

كتاب النكاح ( فارسى )

او مسلكى الحيض و الغائط ) . قول چهارم : اتّحاد المسالك الثلاثة . قول پنجم : اتّحاد مسلكى البول و الغائط . اين قول معناى درستى ندارد ، زيرا بدون از بين رفتن غشاء ما بين مجراى بول و حيض ، اين امر محال است . 119 ادامهء مسئلهء 12 . . . . . 12 / 3 / 80 حقيقت مسأله : براى پيدا كردن معناى صحيح افضاء بايد سراغ ريشهء مسأله رفت . افضاء در روايات : كلمهء « افضاء » در احاديث ما به چند عنوان وارد شده است : 1 - « افضاء » در سه حديث . « 1 » 2 - « اقتضّ » از مادهء اقتضاض به معنى پارگى ( افضاء و اقتضاض لازم و ملزوم هم هستند ) . 3 - « افساد » . 4 - « عطّلها على الازواج » . افضاء در لغت : « افضاء » در لغت از مادّهء فضا ( وسعت و ميدان ) به معنى توسعه دادن است . ارباب لغت « اتّحاد المسلكين » را به عنوان يكى از معانى افضاء شمرده‌اند ، از جمله قاموس چنين دارد : الافضاء هو اتّحاد المسلكين ، شايد در نظرشان مسلّم بوده است كه اتّحاد مسلك اوّل و دوّم مراد است . لسان العرب هم مىگويد : الافضاء اتّحاد المسلكين كه ايشان هم تبيين نكرده‌اند كه كدام دو مسلك مراد است ، فقط مجمع البحرين بعد از بيان « اتّحاد المسلكين » آن را چنين تفسير مىكند : اى مسلك البول و الغائطكه گفتيم اين معنى بدون عبور از مسلك دوّم امكان‌پذير نيست . سؤال : آيا ارباب لغت كه اتّحاد مسلكين را مطرح كرده‌اند ، اين معنى را از فقهاء گرفته‌اند ، يا فقهاء از آنها ؟ كليد حلّ مشكل : در اينجا نكته‌اى هست كه ممكن است كليد حلّ مشكل باشد . توسعه دادن در دستگاه تناسلى ، بدون تخريب ديواره‌هاى بين مجارى ممكن نيست و ديوارى كه احتمال بيشترى در خراب شدن آن هست ، مجراى اوّل و دوّم است ؛ ولى خراب شدن ديوار بين مجراى دوّم و سوّم بعيد است كه اگر خراب شود بازهم افضاء است و اگر هر سه هم خراب شود ، باز توسعه است و افضاء . پس فقهاء از ريشهء لغوى استفاده كرده و « افضاء » را معنى كرده‌اند و « اتّحاد مسلكين » كه بعضى از لغويّون آن را ذكر كرده‌اند از كلام فقهاء گرفته شده ، بنابراين در اينجا نيازى نيست سراغ اجماع برويم ، همانگونه كه بعضى مدرك منحصر به فرد را اجماع دانسته‌اند . اگر بخواهيم عناوين موجود در رواياتِ افضاء را در يك عنوان جمع كنيم ، معيار كدام يك از اين عناوين است ؟ معيار عنوان چهارم است ، « عطّلها على الازواج » يعنى تعطيل بر ازواج ، قدر متيقّن از افضاء است ، تعطيل بر ازواج هم از دو جنبه است : 1 - تعطيل از ناحيهء ولادت ( صارت بحيث لا تلد ) . 2 - تعطيل از ناحيهء مقاربت سؤال : اگر پارگى حاصل شد ، امّا بگونه‌اى بود كه تعطيل بر ازواج نشد ( ناقص شده امّا از كار نيافتاده و فرزند مىآورد و قابل وطى است ) آيا احكام افضاء جارى است ؟ جواب : معيار ما در افضاء عطّلها على الازواج است ، پس احكام افضاء جارى نيست ، به عبارت ديگر روايت حمران « 2 » ( لانّه افسدها و عطّلها على الازواج ) مثل قياس منصوص العلّه است ، قياس منصوص العلّه گاهى محدود مىكند و گاهى توسعه مىدهد ( العلّة تعمّم و تخصّص ) . در ما نحن فيه علّت توسعه مىدهد ، يعنى اگر پارگى منجر به تعطيل بر ازواج نشود نمىتوان احكام افضاء را جارى كرد چون علّت منصوصه مقدّم است . نتيجه : در باب افضاء از نظر موضوع تنها جائى قائل به افضاء هستيم كه تعطيل بر ازواج شود ، ( در جنبهء ولادت و مقاربت ) و لعلّ كه نظر مشهور هم همين باشد ، چون مشهور مطلق گفته‌اند و تناسب مسأله اين است كه اگر زن از كار نيافتاده است ، چرا ديهء كامله داده شود ، ديهء كامله يا براى قتل است يا براى از كار افتادن كامل يك عضو و در نقصان فى الجملهء عضو ، ديهء كامله نداريم ، پس اگر بطور كامل از كار نيافتاده ، ديهء كامل و انفاق الى الابد لازم نيست . بقى هنا امران : الامر الاوّل : اگر افضاء را ترميم كردند و معالجه شد ( كه در عصر و زمان ما كاملًا ميسّر است ) لا سيّما كه بسهولة ممكن باشد ، آيا در اين صورت باز ديهء كامله و انفاق الى الابد لازم است ؟ جواب : انصاف اين است كه ادلّهء ما شامل اينجا نمىشود ، چون

--> ( 1 ) ح 1 و 3 و 4 باب 34 از ابواب مصاهره . ( 2 ) ح 1 ، باب 34 از ابواب مصاهرة .